تبليغاتX
اوهام مست - ..::غبار معلق::..

اوهام مست

..::غبار معلق::..

يادمه سال پيش هم همين احساساي عجيب داشتم!دقيقا چند وقت بعد تولدم،شايد 3،4ماه!اما امسال خيلي شديد تر!منم همش دارم باهاش مقابله مي كنم!

انگار همش تو دلم خالي ميشه!احساس مي كنم همه چيز رو هواست،هر لحظه ممكن همه چي تموم شه!يه احساس وحشت و رخوت!وحشت از آينده،از فردا!استرس دارم،مثل استرس قبل از امتحان كنكور كه همش تو دل آدم آشوبه!نمي دونم!مي ترسم كه باهاش روبرو شم!همش سعي مي كنم كه بهش فكز نكنم.ولي مي ترسم.مثل يه بچه كه از تاريكي ميترسه.

 

پ.ن:من اشتباه بودم!!!*

پ.ن:فردا ميرم،اصلا دوست ندارم برم!شديدا دپرسم!تعطيلات هم تموم شد،سال جديد هم تموم شد!يعني ديگه رفت تو كهنگي و روزمرگي،عيد متفاوتي بود،با هواي خوب بابلسر و كلاردشت.خوش گذشت.

پ.ن:واقعا اين روزها آدم عجيبي شدم.خيلي عجيب!!!عوض شدم.چرا؟!

 

*مهران مديري اين دفعه غوغا كرد!

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت12:22توسط من |