تبليغاتX
اوهام مست

اوهام مست

..::دلتنگی های نا تمام من::..

 

 

منو سیاه کن با دروغ تازه

بگو که می گیری بهونه ی من

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت20:55توسط من |
..::دیگر مرا تاب ماندن نیست::..

بغض می کنم!تمام گلویم میسوزد و درد می کند!چیزی نیست،بغض تنهایی است!درد ِهیچ است!دلم گرفته!اصلا معلوم نیست چمه!احساس مرگ می کنم!دنبال جمله های قشنگ نیستم!فقط دلم گرفته!همین!همین!!!

 

اشتباه از ما بود
اشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خيالِ پياله می‌ديديم
دستهامان خالی
دلهامان پُر
گفتگوهامان مثلا يعنی ما!
کاش می‌دانستيم
هيچ پروانه‌ای پريروز پيلگیِ خويش را به ياد نمی‌آورد.


حالا مهم نيست که تشنه به رويای آب می‌ميريم
از خانه که می‌آئی
يک دستمال سفيد، پاکتی سيگار، گزينه شعر فروغ،
و تحملی طولانی بياور
احتمالِ گريستنِ ما بسيار است!

 سید علی صالحی

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت20:10توسط من |
..::دلم...::..

دیشب صدایت را بعد یک سال شنیدم!کاملا میشد شنید که فراموش شده ام!!!مگر نه؟!

 

 

پ.ن:هنوز کاملا از تنم خارج نشده این ویروس لعنتی!هنوز حالت تهوع دارم!مریضیه سختی بود!با 6 تا سرم جانانه!

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت17:51توسط من |
..::خدایان ِشیطان::..

اي شيطان معلق بر گستر ه ي اين زندگي!ديگر جهنمت را بيمي نيست كه خدايان هم توطئه را به خوبي آموخته اند!

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت11:9توسط من |
..::باران مرگ::..

باران بارید!و من قدمهایم را تا ترانه ی مستی ِمرگ شماره کردم!دیگر مرا تاب بودن نیست!باور کن....

 

پ.ن:دلم خیلی تنگ شده!

 

+نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت19:22توسط من |